حالا هی بگین سرما بده. برف بده. دلتون همیشه بهار باشه. هیچ وقت زمستونی نباشید. سهراب حق داشت از دستتون دق کنه دیگه. هی گفت باباجون من چشمها را باید شست.
اگه الان برف و بوران نبود که هممون بدبخت می شدیم.
امتحان های ترم جاری از یکم بهمن ماه شروع میشه
برید حالشو ببرید. ولی دیگه نشنوم پشت سر برف و سرما بد بگینا.
می خوای بخواه. نمیخوای بخواه
بنام خدا
دو مرد، در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند. یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست.
هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت، آنرا در ظرف یخی ای که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریاچه پرتاب می کرد.
ماهیگیر با تجربه، از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی ها را از دست می دهد بسیار متعجب بود. لذا پس از مدتی از او پرسید:
- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا چه پرت می کنی؟
- مرد جواب داد: آخر تابه ی من کوچک است!
***
گاهی ما نیز همانند این مرد، شانس های بزرگ، شغل های بزرگ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم. چون ایمانمان ضعیف است.
ما، به مردی که تنها نیازش، تهیه یک تابه ی بزرگتر بود می خندیم، اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم.
خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد.
این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل، از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی.
هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست.
به یاد داشته باش:
به خدایت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است
به مشکلاتت بگو که چقدر خدایت بزرگ است

پس از گذشت دو سال عمر دومین هیات مدیره انجمن علمی ریاضی به اتمام رسید و طبیعتا این پایان با تولد یک هیات مدیره جدید همراه است. این تغییر در انجمن بهانه ای شد برای جمع شدن دانشجویان ریاضی و همدلی مجدد آنان در مراسمی که به تاریخ یکشنبه بیستم آبانماه سال جاری ساعت ۱۵ الی ۱۸ در سالن آمفی تئاتر ساختمان فارابی برگزار می شود. حضور تک تک دانشجویان رشته ریاضی به منزله گامی بزرگ به سمت فعال شدن رشته وانجمن برای پروژه های آینده می باشد.
برنامه های این گرد همایی به شرح زیر می باشد: سخنرانی مدیر محترم جدید گروه و صحبت های جمعی دیگر از اساتید، انجام مسابقه، ارائه گزارشی مختصر از فعالیت های گذشته انجمن، پذیرایی، معرفی کاندیدهای جدید هیات مدیره، انجام انتخابات، تقدیر از هیات مدیره فعلی و تنی چند از اعضای کوشا و فعال انجمن و همچنین اهدای هدیه به برنده مسابقه.
با استعانت از درگاه خداوند، همراهی و همگامی دانشجویان و همدلی بیش از پیش اساتید و مسئولین دانشگاه، بدین ترتیب هیات مدیره جدید انجمن کار خود را آغاز می کند و با یاری خداوند افق های گسترده تری را برای دانشجویان و همچنین اساتید نمایان می سازد.
در پایان این نکته را خاطر نشان می کنم: حضور تو الزامی ست، بدون تو کاری از پیش نمی رود، بدون تو جمعی صمیمی نداریم، بدون تو این آرزوها توهمی بیش نیست، بدون تو اعتلای علم شعاری پوشالی ست، پس بیا، منتظرم، منتظریم، بیا و یک روز بنشین، گوش کن، ببین، بگو و دیده شو و بدان که هدف از این فعالیت ها صرفا جلب نظر مساعد توست که تو مالک واقعی این انجمن هستی...

پیروز باشید.
روز سه شنبه هشتم آبانماه٬ روز مهم وباشکوهی برای اساتید٬ دانشجویان و درکل گروه ریاضی دانشگاه آزاد اسلامی همدان بود.
در این روز گروه ریاضی واحد میزبان یکی از بزرگترین چهره های ریاضی ایران بود. پروفسور بابلیان.
پروفسور بابلیان٬ شاگرد به حق روانشاد استاد غلامحسین مصاحب "که می توان بدون اغراق وی را متولی علم ریاضی ایران دانست و شاید اگر علم ریاضی مدیون کسی در ایران باشد٬ این شخص بدون شک استاد مصاحب است" می باشد.
پروفسور بابلیان٬ پدر علم آنالیز عددی ایران شخصی ست که برای ریاضی در ایران زحمات زیادی کشیده است که مجال ذکر تمام افتخارات استاد در این یادداشت نمی باشد. تنها به این مورد خاص اکتفا می کنم که ایشان یک معلم ریاضی ست. یا بهتر : یک نمونه کامل معلم ریاضی.
وی که به مناسبت فرا رسیدن دهه ریاضیات و به دعوت گروه ریاضی دانشگاه آزاد همدان٬ برای ایراد سخنرانی به این واحد دانشگاهی آمده بود٬ به توضیح مشکلات موجود بر سر راه آموزش ریاضی پرداخت و راه کارهای مناسبی نیز ارائه نمود. از جمله وی به بررسی هوش هیجانی یا EQ به جایIQ پرداخت و با نمایش دادن یک مثال برای بکار گیری روش آموزشی با استفاده از EQ، به توضیح آن پرداخت. شرح کامل متن سخنرانی و اتفاقات این جلسه نیز در یادداشت های آینده به رویت شما خواهد رسید.
اما مساله ای که در اینجا شایان ذکر است فعالیت و زحمات مشهود اساتید محترم گروه ریاضی و مخصوصا جناب آقای دکتر لطفی بود که برای هماهنگی این برنامه هفته ها زحمت کشیدند و این جلسه را با موفقیت به انجام رسانیدند و با انجام این کار بدعت تازه ای در این گروه نهاده و فعالیت بیشتر گروه را نوید دادند. البته منظور نگارنده از گروه صرفا اساتید وعوامل آموزشی نیست. بلکه دانشجویان و حتی انجمن علمی را نیز در بر می گیرد. با چنین آغازی و همچنین با رویت جدیت و کوشش اساتید گروه انتظار می رود بزودی شاهد تغییرات اساسی در روند آموزشی ریاضی در این واحد باشیم. اما با توجه به استقبال دانشجویان از برنامه ای به این حجم و قدرت متاسفانه باید گفت که هنوز هم دانشجویان ریاضی یک قدم از اساتید خود عقب هستند و هنوز به روند گذشته خو دارند که با توجه به حجم پروژه های پیش بینی شده برای گروه به نظر می رسد که دانشجویان نیز در آینده حضور پررنگ تری دراین گونه فعالیت ها خواهند داشت. البته مقاومت ناگزیر در برابر تغییر هم قابل چشم پوشی نیست. وباید انگیزه و ترغیب نیز در کنار اینگونه فعالیت ها وجود داشته باشد.


به امید روزهایی سرزنده تر و کوشاتر
ادامه دارد...
نمی دونم از کجا باید شروع کنم. اینقدر موضوعات جالب و متنوع توی این جلسه پیش اومد که من هاج و واج موندم که از کدومش بگم. حتی نمی دونم اسامی رو باید بگم یا نه. ولی تصمیم دارم توی این یادداشت از ذکر نام های اساتیدهم پرهیز نکنم. هرجا احساس کردید که اسم استاد رو نمی خواید بدونین خودتون یه سه نقطه جاش بذارید یا اون صدای معروف beep رو که هممون باهاش آشنایی داریم توی ذهنتون مجسم کنید.
خب اینم یه خرده شوخی. ازالان به بعدمن مجبورم باادبیات دیگه ای این یادداشت روتکمیل کنم. حتما خیلی از دانشجوها اطلاع دارندکه چه ماجراهایی درسومین جلسه سمینار هفتگی گروه ریاضی اتفاق افتاد. من دیگه نمی خوام زیاده گویی کنم. ولی چند سوال در این جلسه برای من پیش اومدکه برای اینکه جواب آنهاراپیداکنم مجبورشدم این یادداشت رو به عنوان یک نامه ی سرگشاده به آقایان لطفی وافتخاری بنویسم. البته قبل ازهرچیزخاطرنشان می کنم که این دو بزرگوار حق استادی به گردن بنده دارند و اینجانب به هیچ عنوان با این یادداشت قصد اساعه ادب به این دو عزیز را ندارم. صرفااین مطالب٬ موضوعاتی است که از تاریخ این سمینار تا زمان درج یادداشت ذهن حقیر را به خود مشغول کرده اند.
ابتدا روی سخنم با دکتر لطفی است:
جناب آقای دکتر لطفی. موضوعی که شما در این جلسه مطرح کردید بسیار جالب و در خور تامل بود. شما فرمودید که ما اینجا آمده ایم که شک کنیم. و کاملا هم حق با شماست. فکر می کنم اکثر افرادی که بویی از تفکر و تعمق در مسائل پیرامون خود برده باشند، به صراحت با شما وبنده هم عقیده هستند که قبول کورکورانه موضوعی، کاری ابلهانه و نادرست است. حال سوال من این است: آیا برای مطالبی مثل تفحص در قرآن کریم که کاری بسیار کارشناسانه و دقیق لازم دارد وهمچنین از نظر زمانی بسیار وقت گیر است ودانشمندان خود این علم را طلب می کند، برای اینکه مقاله ای در این زمینه ارائه دهیم، باید مجددا بر روی قرآن تحقیق کنیم؟ یا می توانیم به مقاله های مستدلی که توسط دانشمندان قرآن شناس ارائه شده و به تایید علمای دینی و قرآنی هم رسیده اشاره کنیم. فکر کنید اگر می خواستیم صرفا یافته های خویش را مد نظر داشته باشیم وضع علمی کنونی جامعه بشری تا چه حد فلاکت بار بود. به عنوان مثال فرض کنید برای این مورد به خصوص شخصی که میخواهد چنین مقاله ای ارائه دهد باید تعداد کلمات الله(جل جلاله) را مجددا در قرآن کریم بشمارد. زیرا ما نمی توانیم از نرم افزار ویژه این کار استفاده کنیم. این نرم افزار ها ممکن است خطا داشته باشند.(حتی اگر خطا نداشته باشند ما باید شک کنیم.)
جناب آقای دکتر لطفی. در خصوص سمینار سرکار خانم کریمی که بعد چهارم نام داشت و به بررسی زندگی دو بعدی و سه بعدی و سپس با استفاده از استقرایی نادقیق ولی قابل تامل به بررسی زندگی سه بعدی وچهار بعدی پرداخته شد، شما به نکاتی اشاره کردید. از آن جمله گفتید که کسانی که بعد چهارم و پنجم و ... به نور و صدا و رنگ و... اختصاص می دهند چطور. این وضعیت را برای آنان چگونه ارزیابی می کنید؟ این سوالی بود که شما پرسیدید. همانطور که می دانید در چنین شرایطی هر کسی به واسطه شغلی که اتخاذکرده، بعد چهارم را عنصر به خصوصی تعریف می کند. یا در جبر و آنالیز که ما بحث روی فضاهای k-بعدی را داریم همه متوجه این نکته می شویم که این دروس کاملا انتزاعی اند. وبنابراین ما در طبیعت به دنبالش نمی گردیم. از تمام این نکات که بگذریم فکر می کنم تمام کسانی که در سمینار حضور داشتند متوجه این مطلب شدند که بحث این مقاله صرفا پیرامون بعد مکانی است. کاش سرکار خانم کریمی می توانستند جهت جلوگیری از اینگونه مغلطه ها ابتدا تعریفی از بعد مکانی ارائه دهند. من شخصا مطالعه زیادی در این موضوع ندارم، ولی فکر می کنم یکی از ارکان تعرف بعد مکانی این باشد که بردار یکه بعد جدید، باید عمود بر بردارهای یکه ابعاد دیگر باشد. آیا می توانید چنین فضایی را خارج از تخیل به ما نشان دهید؟ ما مشتاقانه منتظر سمینار بعدی شما می باشیم.
و اما نکته بعد. عدم ذکر منبع مقالات موضوعی بود که اکثر اساتید به آن معترض بودند. حال سوال بنده از جنابعالی این است: منبع شما در مقاله ای که در اولین سمینار ارائه کردید چه بود؟ پوسترهای داخل گروه؟ از کجا می دانید که آنها موصق هستند؟ از کجا می دانید که گوس سگ داشت؟ شاید گربه داشت. آلمانی ها اکثرا گربه دوستند!! از کجا با این اطمینان در مورد سگ گوس حرف می زنید؟؟؟
می بینید. چقدر سوال از این جنس وجود دارد؟ ولی در سمینار شما هیچیک از اساتید از شما درخواست نکرد که منبعتان را ذکر کنید. نمی دانم. شاید این سوالات فقط مخصوص دانشجویان ترم شش باشد.
و اما استاد محترم، جناب آقای افتخاری. تنها نکته ای که می خواستم به آن اشاره کنم این بود: درست است که به نظر شما این مقالات دارای هیچ ارزشی نبود. ولی آیا امکان این نبود که به شعور دیگران نیز احترام گذاشته شود و اجازه قضاوت در مورد ارزش این مقالات به تمامی حضار داده شود. درست است که شما مشتاق آن بودید که نظرتان را به گوش کسانی که این سمینار را ارائه دادند برسانید. اما آیا بهتر نبود این اشتیاق را بعد از جلسه برآورده سازید. این کارتان صرفا سبب شد که بسیاری از دانشجویانی که علاقه مند به ارائه مقاله در این سمینارها بودند، از این کار صرف نظر کنند. البته ناگفته نماند که عده ای(مانند این حقیر) نیز با جدیت بیشتری خواهان ارائه مقاله شدند.
در پایان می خواستم به موضوعی اشاره کنم. زمانی که من راجع به شخصیت گوس فکر می کردم همیشه موضوعی آزارم می داد. فکر می کردم که اگر این فرد می توانست جهانیان را زودتر از یافته های خویش آگاه کند، شاید ما امروز پیشرفت بیشتری را در زمینه های علمی شاهد بودیم. پس همیشه این سوال برای من وجود داشت که چرا چنین شخصی یادداشت های خود را در کشوی میزش قرار می داد. او امیر ریاضیات است. از منتقدین پوشالی چرا باید بترسد. اما اخیرا به این سوال من پاسخ داده شد. حال می دانم که این نقصی بر گوس نبوده است. و مهم تر از آن نتیجه ایست که گرفتم:
دنیایی که با امیر خود چنین کند، با من رعیت چه خواهد کرد؟



