کلمات عبور شما چقدر شکننده اند؟

 بارها از اهميت انتخاب کلمات عبور مطمئن و روش‌هاي ساخت رمزهاي محکم صحبت شده و اينکه چگونه هکرها مي‌توانند رمز شما را کشف کنند.
اشاره سلمان جريري به مطلب Business Week در اهميت انتخاب يک پسورد خوب و محکم و مدت زماني که طول خواهد کشيد تا يک هکر آن را بشکند آنقدر خوب بود که حيفم آمد چيزي در اين مورد ننويسم.
بيزينس‌ويک اين نکته را بازگو مي‌کند که کلمات عبور ساده‌اي که انتخاب مي‌شوند چقدر مي‌توانند شکننده باشند.
image001.jpg
مي‌بينيد که هرچه طول پسورد انتخابي بلندتر و ترکيب بين حروف کوچک + بزرگ + اعداد و سمبل‌ها پيچيده‌تر باشد پسورد محکم‌تري خواهيد داشت. در جداول اين صفحه انواع پسوردها و مدت زماني که يک کامپيوتر نياز دارد تا يک پسورد را حدس بزند نشان داده شده است.
اگر دوست داريد بدانيد که پسورد شما چقدر مطمئن است و چقدر طول مي‌کشد تا توسط يه کامپيوتر معمولي شکسته شود به سايت How Secure is My Password برويد، فقط رمز خود را در سايت بنويسيد تا مدت زمان لازم براي شکستنش را به شما بدهد. البته توصيه ميکنم پسورد واقعي خودتون رو ننويسين و مشابه پسوردتون رو بنويسين.
 


pascals Triangle

مثلث پاسکال: در واقع مثلثی است که در آن نظم خاصی مشاهده می شود از ضرب اعدای که همه ارقام آنها یک می باشد مثلا:

١*١=١

                 ١١*١١=١٢١                 

١١١*١١١=١٢٣٢١

١١١١*١١١١=١٢٣۴٣٢١

١١١١١*١١١١١=١٢٣۴۵۴٣٢١

١١١١١١*١١١١١١=١٢٣۴۵۶۵۴٣٢١

.

.

.

همانطور که مشاهده می فرمایید اعرار با یک نظم خاصی تکرار میشوند حال اگر از شما بپرسند حاصل١١١١١١١*١١١١١١١=؟ زود میتوانیید اینگونه جواب دهید:

چون تعداد یک های ما٧است پس عدد٧در وسط قرار می گیرد پس جواب می شود:١٢٣۴۵۶٧۶۵۴٣٢١ و بدین صورت برای اعداد بیشتر نیز بکار می رود.

حال می خواهیم این مساله را بسط دهیم یعنی:

٢

۴=٢*٢

۴٨۴=٢٢*٢٢

١٢٣٨۴=٨۴(۴/۴٩٢)=۴٩٢٨۴=٢٢٢*٢٢٢

١٢٣۴٣٨۴=٨۴(۴/۴٩٣٧٢)=۴٩٣٧٢٨۴=٢٢٢٢*٢٢٢٢

١٢٣۴٣٨۴=(۴/۴٩٣٨١٧٢٩)=۴٩٣٨١٧٢٨۴=٢٢٢٢٢*٢٢٢٢٢

١٢٣۴۵۶۵۴٣٨۴=(۴/۴٩٣٨٢۶١٧٢)=۴٩٣٨٢۶١٧٢٨۴=٢٢٢٢٢٢*٢٢٢٢٢٢

١٢٣۴۵۶۶۵۴٣٨۴=٨۴(۴/۴٩٣٨٢۶۶١٧٢)=۴٩٣٨٢۶۶١٧٢٨۴=٢٢٢٢٢٢٢*٢٢٢٢٢٢٢

١٢٣۴۵۶۶۶۵۴٣٨۴=٢٢٢٢٢٢٢٢*٢٢٢٢٢٢٢٢

.

.

.

همانگونه که مشاهده می کنید تعداد ۶ها ثابت می ماندواگر از ما بپرسندحاصل:

؟=٢٢٢٢٢٢٢٢٢*٢٢٢٢٢٢٢٢٢ما به راحتی می نوانیم بگوییم:

١٢٣۴۵۶۶۶۶۵۴٣٨۴

والی آخر.

به نظر شما آیا می توان این نظریه را برای اعداد ٣و۴و۵و.....وn تعمیم دهیم؟

زیر شاخه های مهم ریاضیات

- آمار و احتمال(Statistic & Probability)

این علم به بررسی رخدادهای غیر قطعی که در عین حال فضای نمونه (کلیه
حالتهای ممکن رخداد اتفاق) مشخص دارند می پردازد.مثلا در پرتاب یک سکه
نمیدانید شیر می آید یا خط اما میدانید یا شیر می آید یا خط.مباحث اصلی
این گرایش پرکاربرد ریاضی عبارتند از توزیعهای پیوسته و گسسته و توام
نظریه نمونه گیری نظریه تصمیم نظریه برآورد آزمون فرض رگرسیون فرآیندهای
تصادفی سریهای زمانی و ...

2- آنالیز ریاضی(Mathematics Analysis)

یکی از قدیمی ترین شاخه های ریاضیات است که پایه ی تئوری بسیاری از
گرایشهای پرکاربرد ریاضی مثل آنالیز عددی را فراهم میکند.در این شاخه به
آنالیز دقیق توابع حد مشتق انتگرال دنباله ها سری ها و توپولوژی مجموعه ها
پرداخته می شود.

3- آنالیز عددی(Numerical Analysis)

کاربردی ترین شاخه علم ریاضی محسوب میشود و در واقع حلقه اتصال بین
ریاضیات و علوم مهندسی بشمار می رود.این علم که مهندسان آن را با نام
محاسبات عددی میشناسند دارای زیر شاخه های گوناگون مثل آنالیز خطا نظریه
درونیابی و تقریب مشتق گیری و انتگرال گیری عددی حل معادلات یک و چند
متغیره حل عددی معادلات دیفرانسیل معمولی و معادلات انتگرالی جبر خطی عددی
و حل عددی معادلات با مشتقات جزئی (PDE) می باشد.

4- بهینه سازی و تحقیق در عملیات(Optimization & Operation Research)

یکی از شاخه های پر کاربرد ریاضیات در صنعت،بهینه سازی و تحقیق در عملیات
می باشد.هدف این علم مدل بندی مسائل مرتبط با صنعت و بهینه سازی آنهاست
مثلا ماکزیمم کردن سود یا مینیمم کردن هزینه ها با داشتن منابع محدود.
مباحث گوناگون این علم شامل برنامه ریزی خطی برنامه ریزی صحیح برنامه ریزی
پویا و برنامه ریزی غیر خطی و ... است.

5- ترکیبیات(Combinatorics)

این گرایش به بررسی دسته های معمولا متناهی اشیا و چگونگی چینش آنها می
پردازد و کاربردهای زیادی در نظریه احتمال هندسه و جبر دارد.ترکیب ترتیب
جایگشت اصل شمارش و روابط بازگشتی مباحث اصلی ترکیبیات هستند.

6- توابع مختلط(Complex Functions)

این گرایش به بررسی مباحث مرتبط با اعداد و توابع مختلط می پردازد. بحث
مربوط به روابط جبری بین اعداد مختلط انواع توابع مختلط دنباله و سری
اعداد مختلط حدگیری مشتق گیری و انتگرال گیری از توابع مختلط از جمله
مباحث این گرایش می باشد.

7- جبر(Algebra)

یکی از کهن ترین و در عین حال قطعی ترین شاخه های ریاضیات محسوب میشود و
پایه ی بسیاری از گرایشهای امروزی ریاضیات و حتی علوم غیر ریاضی بشمار می
رود بگونه ای که متخصصان نظریه کوانتوم نیز از جبر استفاده میکنند.بخشهای
مختلف جبر عبارتند از نظریه گروهها نظریه حلقه ها نظریه میدانها نظریه
گالوا و ...

8- جبرخطی(Linear Algebra)

بسیاری از عملگرها در ریاضیات دارای خاصیت خطی هستند و جبر خطی به بررسی
این گونه عملگرها و مباحث مربوط به آنها میپردازد.زیر شاخه های گوناگون
این علم عبارتند از دستگاههای خطی فضاهای برداری تبدیلات خطی ماتریسها
فضاهای ضرب داخلی و ...



9- ریاضیات مالی(Financial Mathematics)

این علم به بررسی چگونگی الگوبندی مسائل مالی و بازارهای اقتصادی و تجزیه
و تحلیل آنها به کمک روشهای ریاضی میپردازد و از مباحث مختلفی در آمار و
احتمال و آنالیز عددی بهره می برد هر چند شاید این علم در اقتصادهای بی
ثبات دنیا مثل اقتصاد ایران کاربردی نداشته باشد اما اقتصادهای قدرتمند
جهان از این علم کمکهای فراوانی در پیش بینی مسائل مختلف مالی می گیرند.

10- سیستمهای دینامیکی (Dynamical Systems)

سیستمهای دینامیکی نام گرایشی از ریاضیات است که به بررسی کیفی دستگاههای
معادلات دیفرانسیل(بدون حل تحلیلی آنها) می پردازد.شاخه های گوناگون این
علم عبارتند از سیستمهای دینامیکی خطی و غیر خطی سیستمهای دینامیکی گسسته
و پیوسته نظریه انشعاب و نظریه آشوب

11- کدگذاری(Coding)

کدگذاری شاخه ای از علم ریاضیست که به امکان ارسال اطلاعات با بالاترین
سرعت و کمترین خطا(خرابی اطلاعات در طول مسیر انتقال) می پردازد. این علم
که کاربرد بسیار زیادی در مخابرات دارد را می توان ترکیبی از جبر جبر خطی
ترکیبیات و احتمال دانست.ضمن اینکه نباید این علم را با رمزنگاری اشتباه
گرفت.در واقع در رمز نگاری بحث سرعت و خطای ارسال اطلاعات مطرح نیست و
تنها بحث امنیت مطرح است.

12- گراف(Graph)

نظریه گراف به بررسی سیستمهای ارتباطی شامل چند مرکز اصلی(راس) و راههای
ارتباطی (یال) بین آنها می پردازد.حال این رئوس و یالها می توانند چند شهر
و راههای بین آنها باشد یا چند مرکز مخابراتی و کانالهای مخابراتی بین
آنها.شاخه های نظریه گراف عبارتند از گرافها و زیر گرافها درختها تطابق ها
رنگ آمیزی گرافهای جهت دار و ...

13- مثلثات(Trigonometry)

مطالعه روی روابط موجود بین زوایای شکلهای مختلف دو و سه بعدی و نیز بررسی
دایره مثلثاتی توابع مثلثاتی و توابع تناوبی بحث اصلی مثلثات می باشد.
بطور کلی مثلثات کاربردهای بسیار زیادی در نجوم جغرافی اپتیک شیمی فیزیک و
بسیاری دیگر از علوم دارد.

14- معادلات دیفرانسیل(Differential Equations)

هر معادله که شامل یک تابع مجهول و مشتقات آن باشد را معادله دیفرانسیل می
نامند.اگر مشتق تابع مجهول نسبت به یک متغیر در معادله ظاهر شده باشد
معادله را معادله دیفرانسیل عادی(ODE) و در غیر اینصورت معادله دیفرانسیل
با مشتقات جزئی (PDE) می نامند.شاخه های این علم عبارتند از معادلات
دیفرانسیل عادی مرتبه اول دوم و بالاتر روش سری های توانی تبدیل لاپلاس
دستگاه معادلات دیفرانسیل معادلات دیفرانسیل با شرایط مرزی معادلات با
مشتقات جزئی مرتبه اول دوم و بالاتر معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی
هذلولوی بیضوی و سهموی.

15- منطق ریاضی(Mathematical Logic)

در یک جمله منطق ریاضی به بیان منطق به زبان ریاضی و با کمک نمادها و
روابط ریاضی می پردازد.شاخه های اصلی منطق عبارتند از نظریه مجموعه ها
نظریه مدل نظریه بازگشت نظریه اثبات پارادوکسها منطق قراردادی و منطق
نمادی.

16- نظریه اعداد(Number Theory)

نظریه اعداد به بررسی خواص اعداد و روابط بین آنها بویژه اعداد صحیح می
پردازد. نظریه اعداد آنالیزی نظریه اعداد جبری نظریه اعداد هندسی نظریه
اعداد ترکیبیاتی و نظریه اعداد اول شاخه های گوناگون این علم می باشند.

17- هندسه(Geometry)

هندسه که یکی از قدیمی ترین علوم بشری محسوب میشود به بررسی
مساحت محیط حجم شکلها و روابط و موقعیت آنها در صفحه(هندسه مسطحه) و در
فضا (هندسه فضایی)می پردازد. از شاخه های مختلف هندسه میتوان به هندسه
تصویری هندسه تحلیلی هندسه برداری هندسه اقلیدسی هندسه نا اقلیدسی
(لوباچفسکی) و هندسه فراکتالی اشاره کرد که هندسه فراکتالی کاربرد بسیاری
در نظریه ی آشوب دارد.

نقش رياضيات در فناوري نانو

دانش رياضيات به عنوان خط مقدم جبهه علم مطرح است. ويژگي بديهي رياضيات در علوم نانو «محاسبات علمي» است.مدل‌هاي رياضي، ستون‌هاي راهگشا به سوي بنياد علم و تئوري‌هاي پيش بين هستند. مدل‌ها، رابط‌هايي بنيادين در پروسه‌هاي علمي هستند.يک مدل رياضي بر پايه فرمولاسيون معادلات و نامعادلات اصول بنيادين استوار است و مدل درگير با درک کامل پيچيدگيهاي مسأله نظير... جرم، اندازة حرکت و توازن انرژي است. در هر سيستم فيزيکي واقعي تقريب اجازه داده مي‌شود، تا مدل را در يک قالب قابل حل عرضه کنند. اکنون مي‌توان مدل را يا به صورت «تحليلي» و يا بصورت «عددي» حل کرد. در اين حالت مدلسازي رياضي يک پروسه پيچيده است،زيرا مي‌بايستي دقت و کارآيي را همزمان نشان دهد.
الگوريتم‌هاي اصلي در حوزه‌هاي رياضيات کاربردي و محاسباتي، علوم کامپيوتر، فيزيک آماري، نقش مرکزي و ميان‌برساز را در حوزه نانو بر عهده خواهند داشت.

در اينجا برخي از اثرات رياضيات را در فناوري نانو مي‌بينيم :
  • روشهاي انتگرال گيري سريع و چند قطبي سريع: اساسي و الزامي به منظور طراحي کدهاي مدار (White, Aluru, Senturia) و انتگرال گيري به روش Ewala در کد نويسي در حوزه‌هاي شيمي کوانتوم و شيمي مولکولي (Darden 1999)
  • روشهاي« تجزيه حوزه»، مورد استفاده در شبيه‌سازي گسترش فيلم تا رسيدن به وضوح نانوئي لايه‌هاي پيشرو مولکولي با مکانيک سيالات پيوسته در مقياسهاي ماکروسکوپيک (Hadjiconstantinou)
  • تسريع روشهاي شبيه سازي ديناميک مولکولي (Voter 1997)
  • روشهاي بهبود مش‌بندي تطبيق پذير: کليد روشهاي شبيه پيوسته که ترکيب کنندة مقياسهاي ماکروئي، مزوئي، اتمي ومدلهاي مکانيک کوانتوم از طريق يک ابزار محاسباتي است (Tadmor, Philips, Ortiz)
  • روشهاي پيگردي فصل مشترک: نظير روش نشاندن مرحله‌اي Sethian, Osher که در کدهاي قلم زني و رسوب‌گيري جهت طراحي شبه رساناها مؤثرند (Adalsteinsson, Sethian) و نيز در کدگذاري به منظور رشد هم بافت ها (Caflisch)
  • روشهاي حداقل کردن انرژي هم بسته با روشهاي بهينه سازي غير خطي (الماني کليدي براي کد کردن پروتيئن‌ها) (Pierce& Giles)
  • روشهاي کنترل (مؤثر در مدلسازي رشد لايه نازک‌ها (Caflisch))
  • روشهاي چند شبکه‌بندي که امروزه در محاسبات ساختار الکتروني و سيالات ماکرومولکولي چند مقياسي بکار گرفته شده است.
  • روشهاي ساختار الکتروني پيشرفته ، به منظور هدايت پژوهشها به سمت ابر مولکولها (Lee & Head – Gordon)
  • منبع : www.forum.p30world.com

 

برگرفته از سایت ریاضی ها

نرم افزار حل مکعب روبیک

 

      

 

مکعب روبیک (Rubik’s Cube) یک پازل مکانیکی که در سال ۱۹۷۴ توسط ارنو روبیک مجسمه ساز و پرفسور معماری در کشور مجارستان اختراع شد.

مکعب روبیک در چهار نوع مختلف وجود دارد: ۲×۲×۲ که به مکعب جیبی معروف است، ۳×۳×۳ رایجترین مکعب روبیک، ۴×۴×۴ که به انتقام روبیک معروف است، و در آخر نوع ۵×۵×۵ یا مکعب حرفه‌ای. نوع ۳×۳×۳ آن که رایجترین آنهاست نه سطح مربع شکل در هر طرف دارد، در مجموع پنجاه و چهار سطح می‌شوند که به اندازه بیست و هفت مکعب کوچک به هم چسبیده فضا را اشغال می‌کند. سطح مکعب روبیک را شش رنگ پوشانده‌است، هر وجه یک رنگ. مخترع آن نام مکعب جادویی را برای آن انتخاب کرد که در سال ۱۹۸۰ با نام مکعب روبیک در جهان پخش شد و می‌توان گفت که پرفروش ترین اسباب بازی جهان است.
 
طرز کار:
اندازه هر طرف مکعب تقریبا برابر ۵٫۷۱۵ سانتیمتر و شامل بیست و شش مکعب کوچک است. مکعب مرکزی هر وجه تنها نمای مکعب است و متصل به مرکز هستند و این برای آن است که دیگر مکعب‌ها متصل شوند و توانایی چرخش را داشته باشند. در نتیجه بیست و یک قطعه وجود دارد، هسته مرکزی دارای سه محور متقاطع است که مرکز شش قطعه روی محورها را نگه داشته و به آنها و بیست مکعب کوچک پلاستیکی دیگر اجازه چرخش می‌دهد. مکعب روبیک دارای دوازده زاویه هست که دو رنگ را نشان می‌دهد، و هشت گوشه که سه رنگ را نشان می‌دهد، هر قسمت (هر زاویه) دو یا سه رنگ متفاوت را نشان می‌دهد، بدینگونه‌است که هیچگاه زاویه‌ای وجود ندارد که دو رنگ شبیه ( مثلا قرمز و قرمز ) را نشان دهد! در اغلب مکعبهای روبیک رنگ قرمز در مقابل رنگ نارنجی است ، زرد مقابل سفید و سبز مقابل آبی.
 
در مکعب معمولی (۳×۳×۳) روبیک امکان وجود (۸! × ۳۸−۱) × (۱۲! × ۲۱۲−۱)/۲ یا ۴۳٬۲۵۲٬۰۰۳٬۲۷۴٬۴۸۹٬۸۵۶٬۰۰۰ حالت متفاوت وجود دارد!!!
آمار و ارقام زیادی در مورد این مکعب وجود دارد حتی رکوردهای متفاوت با حالتهای متفاوت که نشان از محبوبیت آن دارد!
 

دیوار صوتی

ابتدا تقسیم بندی کلی بر هواپیماها از نظر سرعت خواهیم داشت. هواپیماها از نظر سرعت به چند دسته تقسیم می شوند:

*هواپیماهای زیر سرعت صوت یا Sub Sonic
*هواپیماهای نزدیک سرعت صوت یا Tran Sonic
*هوپیماهای دقیقاْ در صوت یا Sonic
*هواپیماهای ماورای سرعت صوت یا Super Sonic
*هواپیماهای بسیار بالاتر از سرعت صوت یا Hyper Sonic

سرعت صوت عبارت است از مقدار مسافتی که صوت در یک مدت زمان معین طی می کند. برای مثال سرعت صوت در ثانیه و در سطح دریا و دمای 22 درجه تقریباً 345 متر و سرعت آن در یک ساعت 1240 است. دلیل متغیر بودن سرعت صوت، به میزان فشار هوا یا در حقیقت ارتفاع بستگی دارد. در سطح دریا، سرعت صوت در میزان حداکثر خود و در ارتفاعات بالا کمترین مقدار خود را یعنی حدود 1060 کیلومتر بر ساعت را در در دمای 52 درجه دارد که به این معنی است که در سطح دریا، به دلیل تراکم نسبتاً زیاد ملکول های هوا، صوت با سرعت بیشتری حرکت می کند و مجرد اینکه ارتفاع بالا می رود، فشار هوا تقلیل یافته در نتیجه صوت با سرعت کمتری فضا را پیمایش می کند. به حداکثر سرعت صوت در یک ارتفاع معین ماخ یا Mach می گویند. به این ترتیب سرعت 120 کیلومتر در ساعت تقریباً مقداری معادل 0.1 ماخ داشته و سرعت 950 کیلومتر برساعت تقریباً معادل 0.9 ماخ است (البته بیان سرعت به کیلومتر در ساعت برای درک بهتر است، چه، در غیر اینصورت واحد سرعت هواپیماها بیشتر بر حسب نات یا Knot که معادل 1822 متر است محاسبه گردیده و ارتفاع آنها نیز بر حسب پا یا Foot که هر فوت معادل تقریباً 0.35 متر است محاسبه می شود). سرعت ماخ توسط فرمول سرعت "هواپیما ÷ سرعت صوت محیط" محاسبه می شود.

 

 حالا علت تشکیل توده ی ابر مانند در اطراف هواپیماها در هنگام شکستن دیوار صوتی :

این پدیده ی بصری که در تصاویر زیر هم می بینید به علت قطرات آبی است که میان دو سطح پرفشار هوا به دام می افتند. ای اثر لزوما با شکستن دیوار صوتی هم زمان نیست، اما ممکن است همراه آن رخ دهد.

 

 

 



در حدود سرعت صوت، به دلیل فشردگی بیش از حد هوا در مقابل لبه حمله بال هواپیما، نیروی "برا"ی هواپیما به شدت کاهش پیدا کرده و بالعکس نیروی پس کشنده یا Drag آن به شدت افزایش پیدا می کند؛ تا جایی که بسیاری در زمان های گذشته عقیده داشتند که عبور از چنین سرعتی برای اجسام پرنده ساخت دست انسان غیر ممکن می باشد، اما ورود موتور جت به عرصه هوانوردی، این رویا رنگ واقعیت به خود گرفت. چرا که اگر یک هواپیمای ملخ دار در سرعت 700 کیلومتر بر ساعت به 1000 اسب بخار نیرو نیاز داشته باشد، در سرعت 1000 کیلومتر بر ساعت، همین هواپیما به 30,000 اسب بخار نیرو جهت پرواز نیز خواهد داشت. به همین دلیل این حد را (دیوار صوتی)، Sound Barrier نامیده و گذشتن از آن را غیر ممکن می دانستند.

Image

تصویری از تشکیل یک رنگین کمان در هنگام شکستن دیوار صوتی به وسیله  F_15 به دلیل برخورد نور خورشید و زاویه دید بیننده



چگونگی شکستن دیوار صوتی:

با نزدیک شدن هواپیما به سرعت صوت، تولید امواج ضربه ای یا Shockwave ها بر روی بال ها شروع می شود. هر چه سرعتی که هواپیما در آن سرعت موجب تولید امواج ضربه ای می شود بیشتر باشد، آن هواپیما از آیرودینامیک بهتری برخوردار است. این امواج حالتی را شبیه به کوبیدن رو بال ها پدید می آورند و این حالت ناپایداری تا جایی ادامه می یابد که ممکن است فرامین هواپیما به کلی از دست هدایت کننده آن بیرون رود. سرعتی را که تولید امواج ضربه ای در آن برای یک هواپیما شروع می شود، عدد ماخ بحرانی یا Critical Mach می نامند. اما بعد از شکست دیوار صوتی و گذشتن از آن این حالت از بین رفته و فرامین به حالت اصلی خود باز می گردند. گفتیم که نزدیکی هواپیما به سرعت صوت، تولید امواج ضربه ای را در پی دارد. هر موجود پرنده ای در حالت پرواز، فشار های گوناگونی تولید کرده و فشار های متفاوتی نیز از سوی او بر محیط اعمال می شود و عملاً نظم فشار محیط را بهم می زند. تا قبل از سرعت صوت، هر موجی که از سوی هواپیما تولید می شود، از آن دور شده و اثری بر آن نخواهد داشت. اما با تقرب هواپیما به سرعت صوت، دیگر تقریباً امواج فرصت دور شدن از لبه حمله بال هواپیما را نداشته تا جایی که دیگر اصلاً موقعیتی برای فرار آنها وجود نداشته و چون هواپیما نیز همسان با سرعت صوت حرکت می کند، صدای تولید شده توسط هواپیما در هر لحظه جمع شده و با تجاوز از سرعت صوت، صدای مهیب و انفجار مانندی به گوش می رسد که همان نتیجه شکستن دیوار صوتی است.

Image

Image

Image

عدد ‌سرنوشت من کد‌ام است؟!

شاید‌ تا به حال شنید‌ه باشید‌ كه شخصی برای حل مشكلش نزد‌ فالگیری رفته و آن فالگیر د‌ارویی را به او د‌اد‌ه و توصیه كرد‌ه است كه آن را چهل روز استفاد‌ه كند‌.

امروزه این گونه خرافات سبب خند‌ه هر فرد‌ تحصیل كرد‌ه‌ای می‌شود‌ اما هنوز د‌ر بسیاری از كشورها و حتی تا حد‌ود‌ی د‌ر كشور خود‌مان، خرافات به ویژه خرافات عد‌د‌ی نقش مهمی د‌ر زند‌گی روزمره و روابط افراد‌ بازی می‌كند‌.

 

اعتقاد‌ به نحسی یا مباركی اعد‌اد‌ از تمد‌ن‌های باستان تا امروز جایگاه خود‌ را حفظ كرد‌ه‌اند‌ و بسته به اینكه شما د‌ر كد‌ام قسمت از جهان و د‌ر كد‌ام كشور زند‌گی می‌كنید‌، اعد‌اد‌ می‌توانند‌ د‌ر فعالیت‌های روزمره شما و حتی د‌ر آیند‌ه‌تان نقش مهمی ایفا كنند‌. بسیاری از عد‌د‌شناسان معتقد‌ند‌ كه شناخت رموز اعد‌اد‌ بیش از د‌ه هزار سال قد‌مت د‌ارد‌. مرد‌م كشور باستانی گل (GOULS) به خوش‌شانسی و بد‌شانسی روزها و علم عد‌د‌شناسی اعتقاد‌ د‌اشتند‌ و بابلیها نیز آن را د‌نبال كرد‌ه و بسط د‌اد‌ند‌ اما شاید‌ مهمترین نقش را د‌ر علم عد‌د‌شناسی، پیروان فیثاغورس بازی كرد‌ه باشند‌. آنها قوانین مربوط به طبیعت را از هارمونی‌های موسیقی تا حركت ستارگان به كمك عد‌د‌ بیان می‌كرد‌ند‌. فیثاغورسیان معتقد‌ بود‌ند‌ كه عد‌د‌ بر تمام جهان هستی حكومت می‌كند‌. آنها اعد‌اد‌ زوج را نشانه مرد‌ و اعد‌اد‌ فرد‌ را (با شروع 3) نشانه زن می‌د‌انستند‌ و مجموع عد‌د‌ نخستین مرد‌ (2) و عد‌د‌ نخستین زن (3)، یعنی 5 را مظهر ازد‌واج می‌د‌انستند‌. عد‌د‌های مربع كه از ضرب هر عد‌د‌ د‌ر خود‌ش بد‌ست می‌آید‌، برایشان مظهر عد‌ل و د‌اد‌ و عد‌د‌ 6، نشانه كمال بود‌، زیرا این عد‌د‌ با مجموع مقسوم علیه‌های خود‌ش برابر است (3+2+1=6).

 

این گروه همچنین عد‌د‌ 10 را نشانه هماهنگی می‌د‌انستند‌ زیرا به صورتی موزون، اعد‌اد‌ بعد‌ی را به اعد‌اد‌ قبلی مربوط می‌كند‌ و عد‌د‌ 4 نیز به صورت پنهان شامل عد‌د‌ 10 است، زیرا اگر آن را با اعد‌اد‌ قبلش جمع كنیم، عد‌د‌ 10 بد‌ست می‌آید‌، به همین علت 4 برای فیثاغورسیان عد‌د‌ی مقد‌س بود‌ و به آن سوگند‌ می‌خورد‌ند‌. البته عد‌د‌ 36 نزد‌ ایشان حتی از 4 هم مقد‌س‌تر بود‌. چرا كه از مجموع 4 عد‌د‌ نخستین زوج و 4 عد‌د‌ نخستین فرد‌ حاصل می‌شد‌. از این رو فیثاغورسیان از این عد‌د‌ می‌ترسید‌ند‌ و سوگند‌ خورد‌ن به آن ممنوع بود‌.

 

مرد‌م چین باستان نیز گرما، آتش، خورشید‌، روز و رنگ سفید‌ را به اعد‌اد‌ فرد‌ و سرما، آب، ماه، شب و رنگ سیاه را به اعد‌اد‌ زوج نسبت می‌د‌اد‌ند‌. رومی‌ها نیز از تأثیر «عرفان عد‌د‌ی» بركنار نماند‌ند‌، آنها به عد‌د‌ 3 احترام می‌گذاشتند‌، زیرا خد‌ایان بزرگ آنها سه‌گانه بود‌ند‌؛ 3 الهه سرنوشت، 3 الهه انتقام و 3 الهه زیبایی د‌اشتند‌ و د‌یانا (الهه شكار) 3 صورت و سه سر د‌اشت. آنها عد‌د‌ هفت را مقد‌س می‌د‌انستند‌ و خوشحال بود‌ند‌ كه رم بر 7 تپه ساخته شد‌ه است و گمان می‌كرد‌ند‌ كه رود‌خانه «ستیكس» (Styx) 7 بار جهنم را د‌ور می‌زند‌. عتقاد‌ به نقش اعد‌اد‌ د‌ر سرنوشت مرد‌مان حتی تا د‌و قرن بعد‌ و د‌ر میان ریاضید‌انان و ستاره‌شناسان جایگاه خود‌ را حفظ كرد‌.

كپلر، ستاره‌شناس مشهور (1630 ـ 1571) و كاشف قانون‌های د‌قیق حركت سیاره‌ها، بسیاری از مواقع از روی اعد‌اد‌ و حركت ستاره‌ها به پیشگویی می‌پرد‌اخت، گرچه همواره بیان می‌كرد‌ كه خود‌ش به این پیشگویی‌ها اعتقاد‌ ند‌ارد‌.

 

نپر، كاشف لگاریتم (1617 ـ 1550) نیز سعی د‌اشت كه به كمك محاسبات عد‌د‌ی، آیند‌ه را پیشگویی كند‌. این تفسیرها شامل زند‌گی شاهان و افراد‌ سرشناس نیز می‌شد‌. برخی از اعد‌اد‌ د‌ر زند‌گی افراد‌ خاص، نقش بسزایی د‌اشتند‌، مثلاً عد‌د‌ 14، د‌ر زند‌گی هانری چهارم پاد‌شاه فرانسه، نقش زیاد‌ی د‌اشته است، نام او Henride Bourbon، 14 حرف د‌اشت و 14 د‌سامبر سال 1553 به د‌نیا آمد‌، ضمناً مجموع رقم‌های سال تولد‌ او هم برابر 14 بود‌. د‌ر 14 مه 1610 كشته شد‌ و سال تولد‌ وی هم مضربی از 14 بود‌. او به اند‌ازه 14×3 سال حكومت كرد‌ و «راوالیاك» قاتل او را د‌رست 14 روز پس از جنایت، اعد‌ام كرد‌ند‌. بیسمارك، صد‌راعظم معروف آلمان به عد‌د‌ 3 اهمیت زیاد‌ی می‌د‌اد‌ و نام مستعار او «با نیروی سه‌گانه» (intrinitoterobus) بود‌. او به سه امپراتوری خد‌مت كرد‌ و د‌ر سه جنگ شركت د‌اشت. (د‌انمارك، اتریش و فرانسه) سه پیمان جهانی را امضا كرد‌، شورا و د‌ید‌ار سه گانه هر امپراتور را ترتیب د‌اد‌. با سه حزب سیاسی مبارزه كرد‌، سه فرزند‌ د‌اشت، مالك سه ملك بود‌ و غیره.

 

فرانسوی‌ها نیز این روحیه را تا امروز حفظ كرد‌ه‌اند‌ و از برآورد‌های عد‌د‌ی استفاد‌ه می‌نمایند‌ تا ثابت كنند‌ كه عد‌د‌ معینی د‌ر زند‌گی یك چهره تاریخی و یا یك پیشامد‌، نقش خاصی د‌اشته است.

مثلاً عد‌د‌ 17، د‌ر زند‌گی ناپلئون سوم، نقش خاصی د‌اشته است. او د‌ر سال 1808 كه مجموع رقم‌های آن برابر 17 است به د‌نیا آمد‌، همسرش د‌ر سال 1826 متولد‌ شد‌ كه باز هم مجموع رقم‌های آن برابر 17 است، آنها د‌ر سال 1853، ازد‌واج كرد‌ند‌ و مجموع رقم‌های این عد‌د‌ هم برابر است با 17 و امپراتوری ناپلئون سوم 17 سال طول كشید‌. این خرافات حتی امروز نیز د‌ر بسیاری از كشورها د‌ید‌ه می‌شود‌. مرد‌م ژاپن و چین پایه بسیاری از فعالیت‌های خود‌ را بر اعد‌اد‌ مشخصی می‌گذارند‌. به عنوان مثال؛ د‌ر زبان چینی عد‌د‌ «چهار» و كلمه «مرگ» هر د‌و به صورت «Shi» تلفظ می‌شوند‌، به همین د‌لیل عد‌د‌ چهار د‌ر زبان چینی، عد‌د‌ی نحس تلقی می‌شود‌ و مرد‌م چین به شد‌ت از به زبان آورد‌ن آن (حتی د‌ر پرد‌اخت پول) د‌وری می‌كنند‌. اما عد‌د‌ 9 برای آنها مبارك و سبب خوش‌شانسی است.

 

برعكس، 9 برای ژاپنی‌ها معنای ناخوشایند‌ی د‌ارد‌ زیرا «Ku» یعنی عد‌د‌ 9 برای آنها به معنی رنج است، سخنگوی سفارت ژاپن د‌ر لند‌ن نیز با تاكید‌ براین نكته می‌گوید‌: مرد‌م ژاپن مراقب هستند‌ كه عد‌د‌های 4 و 9 د‌ر شماره اتاق‌ها و شماره ماشین‌هایشان وجود‌ ند‌اشته باشد‌ و حتی برخی از آنها سعی می‌كنند‌ د‌ر روزهای چهارم و نهم ماه به مسافرت نروند‌.

 

عد‌د‌ 7 تقریباً د‌ر تمامی اد‌یان و باورها، عد‌د‌ی مبارك و حتی عد‌د‌ تكوین روحی به شمار می‌رود‌، 7 عد‌د‌ روزهای آفرینش، و تعد‌اد‌ فرامین نوح، تعد‌اد‌ حیوانات پاكی كه به كشتی نوح منتقل شد‌ند‌ و تعد‌اد‌ افلاك است همچنین طبق علوم پزشكی، هر هفت سال یك بار سلول‌های بد‌ن انسان جای خود‌ را به سلول‌های جد‌ید‌ی می‌د‌هند‌. برخی اعتقاد‌ د‌ارند‌ كه ضربان قلب، هر هفت روز آهسته‌تر می‌زند‌، مانند‌ هفتمین روز آفرینش كه به یكباره همه چیز آرام گرفت. خد‌اوند‌ انسان را از خاك آفرید‌ و د‌انشمند‌ان اثبات كرد‌ه‌اند‌ كه بد‌ن انسان از 14 (2×7) عنصر موجود‌ د‌ر یك مشت خاك تشكیل شد‌ه است. نور خورشید‌، از 7 رنگ مجزا ساخته شد‌ه است. (همانطور كه د‌ر رنگین‌كمان د‌ید‌ه می‌شود‌). د‌ر موسیقی 7 نت وجود‌ د‌ارد‌ كه د‌ر یك آكورد‌ به اوج می‌رسند‌ و پایان آنها برابر است با آغاز 7 نت جد‌ید‌. برخی از جنایات نیز با خرافات عد‌د‌ی آمیخته شد‌ه‌اند‌، به عنوان مثال د‌سته مافیای هنگ‌كنگ (Tirads) اعضای خود‌ را با اعد‌اد‌ مشخص می‌كشد‌.

 

بسیاری از فرهنگ‌ها نیز تقویم خود‌ را بسته به موقعیت ماه تعیین می‌كنند‌. به عنوان مثال؛ امسال سال نو د‌ر سریلانكا د‌ر سحرگاه چهارد‌هم آوریل و د‌ر ساعت 37/4 صبح آغاز شد‌ و به همین مناسبت مرد‌م سریلانكایی برای خوش‌یمنی لباس‌های سفید‌ و زرد‌ پوشید‌ه بود‌ند‌.

به هر حال اعتقاد‌ به خوش‌شانسی یا بد‌شانسی اعد‌اد‌ د‌ر زند‌گی انسانها تا به امروز اد‌امه د‌ارد‌ و هر روز بر طول د‌استان خرافات عد‌د‌ی افزود‌ه می‌شود‌ اما اینكه هر كد‌ام از ما یكی از سوژه‌های این د‌استان می‌شویم یا شد‌ه‌ایم و خود‌مان خبر ند‌اریم، سئوالی است كه باید‌ پاسخش را د‌ر پیشانیمان جستجو كنیم.

 

الگوريتم طراحي شعار انتخاباتي

 

بعد از هر انتخابات هميشه مي­شنويم كه جامعه­اي ايراني غير قابل پيشبيني است. اما در واقع اين گونه نيست، و اينگونه صحبت كردن يك فرافكني است. دليل اين فرافكني ضعف ما در تحليل سيستم هاي ­اجتماعي است. هيچ يك از احزاب سياسي كشور نه قبل و نه بعد از انتخابات قادر به بيان تحليلي از نتيجه انتخابات نيستند. چون احزاب نه به صورت علمي، كه بايد برخاسته از هويتي علمي باشد، بلكه با شور و احساسات، به سوي انتخابات مي­روند. در اين گفتار سعي مي كنيم تحليلي از روند انتخابات رييس­ جمهوري ارايه دهيم. مسلما فرضيه زير قابل نقد و بررسي است.

در انتخابات

1. با عاملي روبرو هستيم كه قصد دارد از ميان گزينه ­هاي موجود (كه همان شعارهاي انتخاباتي هستند) بهترين را انتخاب كند و به آن راي بدهد.

2. هر عامل با توجه به نيازهايش به يكي از گزينه هاي موجود راي مي دهد.

3. راي آندسته از عامل­هايي كه جمعيت بيشتري از سيستم را به خود اختصاص مي دهند (مثلا متولدين سالهاي 58 تا 66 در كشور) نقشي اساسي را در نتيجه انتخابات بازي مي ­كنند.

در انتخابات گذشته دو كانديدا، معين و قاليباف، سعي كردند شعارهايي نزديك به شعارهاي خاتمي بدهند كه در دوره­هاي قبل توانسته بود راي بسيار قابل توجهي كسب كند. آنها شعارهايي چون عشق و آزادي دادند. دو كانديدا ديگر، احمدي­نژاد و كروبي، شعارهاي معيشتي دادند كه بيشتر مورد توجه مردم قرار گرفت و اين دو كانديدا توانستند در رتبه­ اي بالاتر از دو كانديدا اولي قرار گيرند.
آيا راي دهندگان اين دوره رييس­ جمهوري هماناني نبودند كه به خاتمي راي داده بودند؟
جواب مثبت است.

پس چرا معين و قاليباف نتوانستند همان راي را بدست آورند؟

براي پاسخ دادن به اين سوال بايد شناختي از عامل داشته باشيم. هر عامل به دنبال پاسخگويي به نيازهاي خود است. بگذاريد يك عامل (انسان) را به كمك هرم سلسله مراتب نيازهاي مازلو مدل ­كنيم.

 

در شكل هرم مازلو را مي­توانيد مشاهده كنيد كه در سطح پاييني هرم نيازهاي فيزيولوژي و در بالاترين سطح نيازهاي خود­شكوفايي قرار دارد. مازلو معتقد است قبل از اينكه نيازهاي سطوح بعدي انگيزه­هاي مهمي براي عمل گردند لازم است نيازهاي آن سطح حداقل بطور نسبي ارضا گردد.

بنابر 3 نتيجه انتخابات در كشور وابسته به نياز مشترك آندسته از عامل ها است كه جمعيت قابل ملاحظه­اي دارند. به بررسي اين قشر در دو زمان، يكي انتخابات 76و80 و ديگري انتخابات 84 مي­پردازيم. در دو انتخابات اول­، كشور تازه با يك قشر جوان روبرو ­شده بود و اكثر اين قشر جوان در سنين زير 22 سال بسر مي­بردند و در حمايت مالي خانواده­هاي خود قرار داشتند. به اين ترتيب، دو سطح پايين هرم مازلو براي اين قشر جوان به وسيله خانواده ارضا شده بود و جوانان به دنبال ارضا سطح سوم هرم، يعني نياز احساس تعلق و عشق بودند. شعارهاي خاتمي مورد توجه قرار گرفت. با گذشت سالها جوانان از زير چتر حمايت مالي و امنيتي خانواده خارج شدند. آنها به دنبال هر شغلي براي ارضا نيازهاي فيزيولوژي، و به دنبال مسكن براي ارضاي نيازهاي ايمني بودند. پس در انتخابات گذشته، به سطح پايين جدول نزول كرده بودند و به همين علت شعارهاي معين و قاليباف مورد توجه قرار نگرفت و شعارهاي احمدي­نژاد وكروبي مورد اقبال قرار گرفت. پرسش زير قابل بررسي است. با مدل كردن عامل به كمك هرم مازلو شعارهاي انتخاباتي اين دور رييس جمهوري چه خواهد بود؟

فرض كنيم بخواهيم شعارهاي انتخاباتي براي يك رييس جمهور طراحي كنيم. مراحل الگوريتمي زير را بايد انجام دهيم.

1. براي هر سطح هرم يك شعار تنظيم كنيم، 7 شعار براي 7 سطح.
2. نسبت جمعيتي را براي هر سطح هرم مشخص كنيم.
3. از ستاد تبليغاتي بخواهيم كه هر يك از 7 شعار را با توجه با توجه به نسبت جمعيتي تبليغ كند.

شعارهاي سطح اول از پايين: عاملي كه در اين سطح قرار دارد مي تواند به اين مجموعه از شعارها جذب مي شود: يارانه دولتي، حمايت اجتماعي، دريافت پول.
شعارهاي سطح دوم از پايين: مسكن، پليس و امنيت محله (محله هاي حومه شهر)، حمل ونقل از حومه شهر به مركز شهر، احساس امنيت شغلي نسبت به آينده.

شعارهاي سطح سوم از پايين: آزادي، تفريح، خانواده، دوستي، آزادي موسيقي، كنسرت، پارك، و هر امكانات اجتماعي براي دوستي و عشق.

شعارهاي سطح چهارم از پايين: تحصيل، شغل مناسب، استقلال سياسي، احترام اجتماعي، تحمل سختي براي پيشرفت اقتصادي، بالا بردن بودجه تحقيقاتي.

شعارهاي سطح پنجم از پايين: وقت آزاد براي انديشدين به خود، امكانات براي سفرهاي توريستي، روابط حسنه با جهان، حقوق بشر، آزاد انديشي.

شعارهاي سطح ششم از پايين: هنر، انديشيدن به نگهداري تمدن و اشياي باستاني، نگهداري از آثار ملي، خلاقيت علمي و فرهنگي، انديشه هاي تازه فلسفي.

شعارهاي سطح هفتم از پايين: نيازي به شعار نيست. نسبت جمعيتي در حد صفر است.

 منبع: ریاضیات در سيستم هاي اجتماعي


 

 

آئین نامه ادامه تحصیل مستقیم دانشجویان رشته ریاضی  و فیزیک از مقطع کارشناسی به دکتری

 

آئین نامه ادامه تحصیل مستقیم دانشجویان رشته ریاضی  و فیزیک از مقطع کارشناسی به دکتری

http://www.sharifgradschool.com/files/admition.pdf

سفر بین دنیاهای موازی (سفر در زمان)

۱. دید چهار بعدی اشیاء در سه بعد

گفته می شود که انسانها فقط  تا سه بعد را می توانند تصور کنند، چطور تصور و درک چهار بعدی اشیاء امکان پذیر است؟ این سوال متضمن تصوری است از یک رمان کوتاه که در بیش از صد سال پیش توسط ادوین .آ.ابوت(Edwin A. Abbot) با نام فلت لند نوشته شده است. فلت لند یک داستان در مورد موجودات دو بعدی است ، مثلث، دایره، مربع و چند ضلعی های دیگر که روی یک صفحه زندگی می کنند .

داستان شامل بخشی است که یکی از مربع ها با کره، یک شیء سه بعدی ملاقات می کند. کره برای مربع از وجود اشیایی با ابعاد بالاتر مثل خودش می گوید و راههایی که مربع بتواند چنین اجسامی را درک کند را برای آن توضیح می دهد. روشی را که کره در درک اجسام سه بعدی به مربع می دهد همچنین می توان  به دید اجسام چهار بعدی در سه بعد  تعمیم داد. این روش، منظر اشیاء در بعدهای بالاتر، روش خوبی است برای اینکه مردم بتوانند تصوری از بعدهای بالاتر داشته باشند و آن را درک کنند. از آن به بعد اين بهترين راه براى تحقيق بر بعد چهارم شد. يعنى دانشمند دنياى دو بعدى را مثالى از دنياى ما قرار مى دهد و آنگاه دنياى سه بعدى را مثالى از بعد چهارم مى سازد. آنوقت عقايدش قابل فهم مى شوند. اين كتاب پايه گذارى مهم در اين مبحث به شمار مى رود.

 

۲. تعبیر هندسی بعد چهارم

برای آنکه بتوان درک بهتری از بعد چهارم داد، از بعد صفر شروع کرده و ابعاد جدید را به آن اضافه می کنیم تا به بعد چهارم برسیم. یک نقطه به تنهایی صفر بعدی است. حال این نقطه را گرفته و در جهتی می کشیم اثری که از این کشش به جای می ماند یک خط است که یک بعدی است، حال این خط یک بعدی را در  راستایی عمود بر راستای قبلی بیرون می کشیم. خط تبدیل به یک مربع می شودکه دو بعدی است. بار دیگر مربع را در جهتی عمود بر دوجهت قبلی بیرون می کشیم. اثری که از این کشش باقی می ماند به شکل یک مکعب سه بعدی است. با ادامه این روند، یعنی بیرون کشیدن مکعب در جهت چهارمی عمود بر سه جهت قبلی حجمی ایجاد می شود که مکعب چهار بعدی نام دارد. اگر ابعاد این مکعب چهار بعدی را تا بینهایت امتداد دهیم فضای ایجاد شده فضای چهار بعدی خواهد بود. حالا به اينجا مى رسيم كه آيا مى شود راستاى جديدى را بر 3 راستاى قبل عمود كرد؟ چون ما در دنيايى سه بعدى قرار داريم نمی توانیم این جهت چهارم را تصور کنیم. همانطور كه در يك صفحه مختصات نمى شود يك مكعب كشيد و بايد حتما اين صفحه را به فضا تبديل كرد، در دنياى ما هم نمى شود چهار چوب را بر هم عمود كرد. چهارمین بعد جايى است كه ديگر مغز ما با مشكلاتى در تصور كردن آن مواجه مى شود. البته تعریفی که ما در اینجا ارائه داده ایم بر پایه قوانین ریاضیات و هندسه چهاربعدی است و طبق این تعریف بعد چهارم هر چیزی می تواند باشد. در فیزیک طبق تئوری نسبیت عام انیشتین زمان را راستایی بر سه بعد فضایی در نظر می گیرند و به طور قراردادی زمان را بعد چهارم در نظر می گیرند که البته اخیرا فیزیکدانان آمریکایی نظریه ی جدیدی ارائه کرده اند که فضا را چهار بعدی و فضا -زمان را پنج بعدی در نظر گرفته اند ، این مدل غشایی با استفاده از ریاضیات نشان می دهد که چگونه نیروی جاذبه فرم جهان هستی را شکل می دهد. بحث جالبی است که چگونه گرانش جهان را شکل می دهد و خصلتی غشایی دارد که جهان ما را احاطه کرده است و به عنوان بعد چهارم فضا در نظر گرفته می شود و فضا - زمانی پنج بعدی را به تصویر می کشد. نظریه فضا - زمان پنج بعدی که در آن گرانش بعد چهارم و زمان بعد پنجم آن است به صراحت در نظریه سی. پی. اچ. تشریح شده است. در هر حال ما حتی اگر ده بعد هم داشته باشیم زمان در جایگاه آخر قرار خواهد گرفت و بعد دهم خواهد بود

اما در اینجا ما نیز با این قرارداد که زمان بعد چهارم است، پیش خواهیم رفت.

 

  ۳. دنیای ما سه بعدی یا چهاربعدی؟

سطحستان یا فلت لند را در نظر بگيريد. دنياى دو بعدى اى كه مربع در آن زندگى مى كند. يك سطح صاف و بزرگ. همه قبول داريد كه دنياى مربع دو بعدى است. حالا مى خواهیم ذهنيت جديدى از اين سطح داشته باشيم: ((اين دنيا، سطح يك كره ى بزرگ است)). كره يك جسم سه بعدى است. دنياى دو بعدى ما ساختارى سه بعدى دارد.مربع در واقع روى سطح يك كره ى بزرگ زندگى مى كند. ولى به هر حال او موجودى دو بعدى است. مى دانيد اين كره ى بزرگ در حال بزرگ شدن است. در اصل در زمانى دور يك انفجار رخ داد. يك انفجار سه بعدى. در پى آن يك كره به وجود آمد كه در حال بزرگ شدن بود. سطح اين كره جهان مربع است. اين جهان در حال انبساط است. البته دانشمندان سطحستان مى گويند روزى دنياى آنها رو به انقباض خواهد رفت...

دنياى سه بعدى ما هم همينطور است. درست است كه سه بعدى است. ولى در مجموع يك ساختار چهار بعدى را تشكيل مى دهد كه ما نام آن را فوق كره مى ناميم (ساختار چهار بعدى اى شبيه به كره). اين فوق كره ى بزرگ در پى بيگ بنگ به وجود آمد. بيگ بنگ يا انفجار چهاربعدى. دنياى ما بخش خارجى اين فوق كره است.سه بعدى است. ولى ساختارى چهار بعدى را تشكيل مى دهد.

حالا مسئله ى جديد اين است كه زمان اين وسط چه كاره است. خوب مى دانيم زمان بعد جديدى است كه بايد بر بعد هاى قبلى عمود باشد. در سطحستان هم زمان وجود دارد. ولى موجودات دوبعدى نمى توانند در آن دخل و تصرفى داشته باشند. خوب حالا سعى كنيد خطى را رسم كنيد كه بر سطح يك كره عمود باشد... درست است. شعاع كره. زمان براى سطحستان شعاع كره است. اين خط همه جا بر دنياى دو بعدى عمود است. و خاصيت زمان را هم ايفا مى كند. مى دانيد چرا؟ چون اگر در راستاى شعاع كره به سمت مركز كره حركت كنيم به مركز كره يا به عبارتى به انفجار نزديك مى شويم. به عبارتى گذشته ى اسرار آميز سطحستان. البته بعضى از دانشمندان سطحستان فكر مى كنند كه گذشته ى سطحستان در گذشته ى كره ثبت شده باشد. و البته آينده اش هنوز ايجاد نشده است. و دنياى آنها سطح اين كره است. البته گروهى از دانشمندان سطحستان عقيده اى ديگر دارند. آنها فكر مى كنند بعد از انفجار ايجاد كننده ى دنياى آنها چند لايه پشت سر هم خارج شد كه دنياى آنها يكى از اين لايه هاست. به عبارتى آنها فكر مى كنند جهان هاى موازى اى وجود دارند كه در قالب يك كره گنجانده شده اند.(به عبارتى دنياى آنها مثل پياز است. هر لايه اش يك سطحستان براى خودش است. آنهايى كه به هسته نزديك اند در گذشته اند و آنهايى كه به سطح نزديك اند در آينده سپرى مى كنند و دنياى سطحستان مربع يكى از اين پوسته هاست.)

جهان ما هم چيزى شبيه به اين قصه است. زمان هم در واقع شعاع فوق كره ى ماست. بيگ بنگ گذشته ى جهان ما است. جايى كه زمان صفر است. خطى از بيگ بنگ تا جهان ما كشيده شده است كه خط زمانى نام دارد (همان شعاع). اگر به سمت مركز حركت كنيم به گذشته رفته ايم و اگر به طرف پوسته حركت كنيم به آينده رفته ايم.  

در دنياى ما هم دو دسته دانشمند وجود دارند كه بر دو عقيده ى مشابه پافشارى مى كنند. يك دسته معتقدند جهان ما خارجى ترين بخش اين فوق كره است. آينده اى وجود ندارد. گذشته هم فقط ضبط شده و فقط مى شود آن را ديد. ولى دخل و تصرفى در كار نيست. اما دسته اى ديگر معتقدند كه اين فوق كره ى عظيم مانند يك پياز از جهان هاى موازى تشكيل شده است كه در راستاى زمان چيده شده اند. اگر شرايط اين جهان ها يكسان باشد در بعضى از آنها گذشته ى ما در حال تكرار است و در بعضى ديگر آينده ى ما به طور زنده پخش مى شود. شايد هم اين جهان ها كاملا با هم متفاوت باشند. به هر حال آن چيزى كه سفر در راستاى محور زمان ناميده مى شود چيزى نيست جز سفر بين دنياهاى موازى...

۴. تونل زمان در دنیای پیازی مربع

آقای آبوت در قسمتی از رمان خود سفر بین دنیاهای موازی را مطرح می کند و چگونگی سفر بین این دنیاها را به کمک یک موجود برتر ، مکعب سه بعدی ، بیان می کند. چگونگی این ماجرا از زبان مربع ساکن فلت لند در زیر آمده است.

« داستان اينطورى شد كه مكعب به من خبر داد مى خواهد يك دوست را به ديدار من دعوت كند. مى گفت آن دوستش هم مانند من ماجراهايى داشته و با مكعب آشنا شده است. خيلى دوست داشتم يك نفر مانند خودم را ببينم. حالا موقعيتش پيش آمده بود. ولى اين چه كسى بود كه من نمى شناختمش؟

       بعد از اين كه خوب مكعب را سوال پيچ كردم فهميدم قضيه از چه قرار است. اين دوست عزيز از شهرى دور يا سرزمينى دور نبود. همين بقل گوش خودم زندگى مى كرد. نزديكتر از آن چيزى كه فكرش را بكنم. اين دوست در دنيايى ديگر مانند سطحستان خودم زندگى مى كرد كه به موازات سطحستان و در فاصله ى نزديكى از آن قرار داشت. به قول مكعب دو صفحه ى موازی.

            مكعب قصد داشت يك در بين دو دنيا باز كند. مى گفت خيلى كار كرده تا توانسته يك راه اختراع كند كه در بين اين دو دنيا بى خطر باشد. مى گفت اوايل درى كه بين دو دنيا درست مى شد مثل يك خط بود كه اگر از يك طرف واردش مى شدى وارد دنياى دوم مى شدى. ولى اگر از پشت وارد آن مى شدى وارد فضا ى عدم مى شدى. در او از پشت آزاد بود.

     وقتى در گشوده شد, متوجه شدم كه زحمت هايش بى دليل نبوده است. در گشوده شده عبارت بود از يك دايره ى بزرگ كه شعاع آن حدود چهار برابر عرض بدن من بود. درون اين دايره يك دنيا را جا داده بودند. اولين بارى بود كه چنين چيزى مى ديدم.  مثل اين كه توى يك آينه ى دايره اى نگاه كنى كه محيط اطرافت را منعكس كند. فكر مى كنى تمام اتاق اطرافت در آينه است. اما اين يكى به جاى اين كه محيط اطرافش را منعكس كند يك محيط ديگر را منعكس مى كرد. انگار آينه در يك جاى ديگر بود و تصويرش را اينجا منعكس مى كرد. من اسمش را گذاشته بودم آينه ى جادويى ولى مكعب به آن مى گفت در.

     بعد ها مكعب براى من توضيح داد كه راز اين آينه ى جادويى دايره اى چه بوده است. اين طورى كه او مى گفت با باز شدن اين در، يك در ديگر هم اندازه و مشابه آن در دنياى همسايه ى ما باز مى شد. آنوقت هر نورى كه وارد آن در مى شد از اين در خارج مى شد. مثل دو تا آينه توى دو تا اتاق مختلف كه هر كدام تصوير آن يكى را نشان دهد. مكعب مى گفت ارتباط بين اين دو دايره، يك استوانه بود. هرچند خودم هنوز نمى دانم دقيقا استوانه چيست. مى گفت اين استوانه بين اين دو دنيا قرار می گیرد و دو سر آن مثل دو دروازه عمل مى كند و اگر وارد يك سر آن بشوى پس از كمى راه پيمودن از دروازه ى دومش خارج مى شوى.

      وقتى از مكعب پرسيده بودم اگر قرار باشد بين دنياى سه بعدى تو و دنياى سه بعدى مشابهى هم چنين ارتباطى برقرار شود دروازه چگونه خواهد بود، به من جواب داده بود: «هر سر آن يك كره خواهد بود. استوانه اى هم كه برايت گفتم در اين مورد يك فوق استوانه ى چهار بعدى مى شود. البته ما به چنين دروازه اى مى گوييم«سوراخ كرم» ولى هنوز شواهد علمى براى وجودش در دست نداريم. فقط مى دانيم دروازه ها قانونا بايد مانند گلوله هاى بزرگ فلزى باشند كه همه چيز را منعكس مى كنند ولى يك گلوله تصوير يكى ديگر را و برعكس. به عبارتى در هر گلوله تمام دنياى ديگر را خواهى ديد.». البته همين هم از سرم زياد بود. همين چند جمله را هم به زور فهميدم...

       خلاصه در يا همان آينه ى جادويى باز شد و از ميان آن يك موجود عجيب و غريب بيرون آمد. »

۵. تونل زمان در دنیای مکعب

سفر بین دنیاهای موازی در دنیای مربع را بیان کردیم حال می خواهیم بدانیم شرایط سفر بین دنیاهای موازی مکعب چگونه خواهد بود. همانطور که گفته شد در بین دنیاهای موازی مربع، دایره است و یک استوانه متصل کننده بین این دو دایره است، حال این مسیر در دنیای سه بعدی چگونه خواهد بود آن مسیر از دو کره و یک استوانه چهاربعدی تشکیل شده که از آن با نام سیاهچاله یا کرمچاله یاد می کنند.

همانطور که در تصویر می بینید، خمش فضا و جاذبه به صورت خمش یک صفحه ی دو بعدی نشان داده شده و این به دلیل محدودیتهای تصور ما از چهاربعد و خمش سه بعد در راستای چهارم می باشد. و در واقع منظور از «در جادویی» در فلت لند همان چیزی است که در تصویر نشان داده شده است. در تصویر نیز دو صفحه موازی را می بینید که به وسیله یک استوانه به هم متصل شده اند و محل تلاقی این استوانه با دو صفحه به صورت دایره خواهد بود که به دلیل جاذبه ی زیاد و مکش به سمت استوانه صفحه در اطراف دایره به درون استوانه خمیده شده و اگر از بالا به آن نگاه کنیم آن را به صورت یک دایره خواهیم دید.

 

حال یک موجود دو بعدی را تصور کنید که به سمت این سیاهچاله ی دو بعدی حرکت می کند. او هر چه به مرز این دایره نزدیک می شود دیگر اثری از دایره نخواهد دید او به دایره نزدیک می شود اما به داخل آن نمی رود و در مرز دایره حرکت او به صورت عمودی و در راستای سوم انجام می گیرد و او روی دیواره ی استوانه چرخش خواهد داشت تا اینکه از سوی دیگر استوانه خارج شود.

همین نیز در مورد سیاهچاله های دنیای ما صادق است و کره ای که ما خواهیم دید در واقع مرز بین دنیای ما و استوانه ی چهار بعدی یا همان در ورود به استوانة چهار بعدی خواهد بود. در اینجا منظور ما از استوانه چهاربعدی همان کرمچاله است. حال اگر جسمی به سیاهچاله نزدیک شود به داخل کره کشیده نمی شود و در مرز کره در راستای چهارم تغییر مسیر خواهد داد و در روی دیواره ی استوانه ی چهار بعدی که خود این دیواره، سه بعدی است حرکت خود را ادامه خواهد داد و این همان چیزی است که از آن به کش آمدن یاد شده. گفته می شود وقتی شخصی به سیاهچاله ای نزدیک می شود کم کم جاذبه ی سیاهچاله روی او بیشتر می شود به طوریکه مثلاً جاذبه در پاهایش بیشتر حس می شود و رفته رفته این اثر در او بیشتر می شود به طوریکه بدن او شروع به کش آمدن می کند اما منظور از این کش آمدن همان حرکت یا تغییر مسیر در راستای چهارم خواهد بود. جهتی که برای ما قابل تصور نیست و تصوری هم از حرکت در این جهت نداریم و به این دلیل حرکت در این مسیر را به صورت کش آمدن تصور می کنیم.

 

۶. اما این سیاهچاله واقعا چیست و چگونه به وجود می آید؟

 

سیاهچاله‌ها: اگر یک ستاره چند برابر خورشید باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا که یک نیروی جاذبه قوی دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده می‌شود و یک حفره سیاه رنگ مثل یک قیف درست می‌کند که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد طوری که حتی نور هم نمی‌تواند از آن فرار کند. اما این حفره‌ها بر دو نوع هستد. یک نوعشان نمی‌چرخند لذا انتهای قیف یک نقطه است. در آنجا هر جسمی که به حفره مکش شده باشد نابود می‌شود. اما یک نوع دیگر سیاهچاله نوعی است که در حال دوران است و برای همین ته قیف یک قاعده داره که به شکل حلقه است. مثل یک قیف واقعی است که ته آن باز است. همین نوع سیاهچاله است که می تواند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشد. انتهای قیف به یک قیف دیگر به اسم سفیدچاله می‌رسد که درست عکس آن عمل می‌کند. یعنی هر جسمی را به شدت به بیرون پرتاب می‌کند. از همین جاست که می‌توانیم پا به زمانها و جهانهای دیگر بگذاریم.

کرم چاله ها: کرمچاله یک سکوی دیگر گذر از زمان است که می‌تواند در عرض چند ساعت ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنید دو نفر دو طرف یک ملافه رو گرفته‌اند و می‌کشند. اگر یک توپ تنیس بر روی ملافه قرار دهیم یک انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ایجاد می‌شود. اگر یک تیله به روی این ملافه قرار دهیم به سمت چاله‌ای که آن توپ ایجاد کرده است می‌رود. این نظر انیشتین است که کرات آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد می‌کنند؛ درست مثل همان توپ روی ملافه. حالا اگر فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین آن خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرند، آن وقت حفره ای که هر دو ایجاد می کنند می تواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل می‌گویند کرم چاله. این امید است که کهکشانی که ظاهرا میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه یک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشد. در اصل می‌شود گفت کرمچاله تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یک سفیدچاله است و می‌تواند بین جهانهای موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب می‌تواند ما را در زمان جابجا کند.

 

شاید سفر در زمان سالها پیش از باور نکردنی ترین صحبتها می بود اما هم اکنون تحقیقات و شواهد علمی به جایی رسیده که ما را به سفر در زمان امیدوار کرده و آن را نامحتمل نمی داند و بشر روزی به این مهم دست خواهد یافت.

 

عزیزانی که علاقه مندن بیشتر در مورد بعد چهارم بدونن میتونن بعد چهارم رو ببینن.

در ضمن از وبلاگ نویسان محترم تقاضامندم در استفاده از این مطلب حفظ امانت بفرمایند.